|
|
|
|
|
آموزش وپرورش شركتي شد
بدنبال اجراي اصل 44 قانون اساسي و كوجك سازي دولت و واگذاري آن به بخش خصوصي .كم كم آثار وعوارض آن بيشتر نمايان ميشود. اجراي ناقص آن باعث ايجاد اعتراضات بخش خصوصي شده است براي مثال دست به دست شدن ثروت به نام خصوصي سازي يكي از اين عوارض است و بوجود آمدن شركت هاي شبه دولتي و وابسته به بعضي از نهاد هاي دولتي رقابت را يك طرفه ساخته است از سويي ديگر در وزارت آموزش وپرورش با واگذاري بخشي از فعاليت هاي آموزشي به شركت هاي تازه تاسيس آموزشي . قدم در اين راه نهاده است در حاليكه بر اساس قانون اساسي كشور آموزش عمومي ورايگان است وبايد تحت سيطره وحمايت دولت باشد واز واگذاري آن به بخش خصوصي در امان بماند. اما در اين سال تحصيلي در سطح كشور كلاس هاي زيادي را به اين شركت هايتازه تاسيس واگذار كرده اند اين در حالي است دبيران رسمي از نظر پر كردن برنامه هاي موظفي خود با مشكل روبرو شده اند از سوي ديگر نيرو هاي قراردادي با مشكلات اساسي برخورده اند. -اگر نياز به نيروهاي آموزشي در اداره كلاس ها دارند چرا نيروهاي باتجربه خود را زودتر ازموعد بازنشست ميكنند؟ - از طرف ديگر بر اساس قواعد موجود به ازاي هر3نفر كه از سيستم خارج ميشود بايد يك نفر جايگزين شود ولي خبري هم از اجراي اين گونه قوانين نيست -با چند شغله شدن نيروهاي آموزشي . آموزش وپرورش روبرو شده ايم بدليل عدم انطباق حقوق هاي دريافتي با هزينه هاي زندگي. اگر دولت به فكرپر كردن اين نوع شكاف ها نباشد وحاشيه هاي كلاسي را كم تر نكند سطح كيفي آموزش باز هم پايين تر ميايد - هنوز تكليف نيروهاي قراردادي مشخص نشده كه چالش هاي زيادي را براي اين وزارت خانه ايجاد كرده كم كم نيروهاي شركتي نيز به اين داستان اضافه خواهند شد -بر اساس تعاريف جديد وزارت كار حداقل يك ساعت فعاليت به منزله اشتغال است به نظر ميرسد دولت ميخواهد از اين طريق اشتغال زايي گسترده كند |
||
|
+
نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1388ساعت 23:25 توسط marden
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد از مدت ها فرصت کردم سری به وبلاگم وسایر وبلاگ ها بزنم دوباره نوشتن را با ادامه همان مطالب سابق ادامه میدهم |
||
|
+
نوشته شده در هفدهم مهر 1388ساعت 18:32 توسط marden
|
|
||
|
|
|
|
|
جامعه- تفكر-مد
دررابطه با رشد فرهنگي وتاثير آن بر جامعه ما بايد گفت كه ما درجامعه سنتي زندگي مي كنيم كه تاثير زيادي از فرهنگهاي بيگانه دارد كه مي توان به طرز لباس پوشيدن اشاره كرد كه خيلي با چند سال گذشته فرق كرده وفاصله زيادي با نسل نه چندان دور ما ايجاد كرده است وبايد به اين مطلب هم اشاره كرد كه به طبع آن طرز صحبت ورفتار هم فرق كرده ولي اصل اينجاست كه آيا ذهن جامعه با آن مد وغيره رشد خودراكرده وتفكر سنتي كه ازجامعه وطرز برخوردها وعادتها وخيلي چيزهاي ديگر فرق كرده ، با جرات مي توان گفت خيلي كم چون ميتوان آن را مشاهده كرد كه ذهن وتفكر آنان كه خود راازجامعه برتر مي دانند(مثلامد گراها) هيچ فرقي نكرده است وهمچنان سنت برآنان حاكمبت دارد واين در حاليست كه روزبه روز اين مد ورفتارهاي درون جامعه درحال تغيبر است آيا ميتوان گفت با اين اوضاع واحوال جامعه متحول شده وفرهنگ جامعه تغيير كرده يا دچار دگرگوني فرهنگي شده است ، واين تغيير درجامعه تاثير داشته است؟
درواقع بايد گفت كه وقتي جامعه اي بخواهد دچار تغيير وتحولي شود به طبع از تغيير لباس پوشيدن وطرز صحبت هاي دهن پر كن بايد ذهن وتفكر جامعه نيز فرق كند نه اينكه آن ذهن همچنان در جاي خود فرقي خاص نكند و آن جامعه فقط ادعاي پيشرفت كند ودرواقع فقط ظاهر آن تغيير كرده ودرون جامعه همچنان بدون تغيير اساسي مانده است. مثلا كساني كه تحصيل كرده هاي خاص جامعه هستند وادعاي روشنفكري وقاعده شكني دارند ولي در واقع درزندگي خصوصي وعادي خود بهره اي از آن نمي برند وفقط به صورت تئوري آن را تيتروار به جامعه القاء مي كنند واين شرايط هم دربين عامه مردمي كه تغيير پذير هستند حاكم است وبه روشني ديده مي شود .
مطلب از- هيوا مريمي |
||
|
+
نوشته شده در هشتم اسفند 1387ساعت 22:52 توسط marden
|
|
||
|
|
|
|
|
چند شب پيش به منزل يكي از بستگان رفته بودم وپسر كوچك خانواده كه كلاس پنجم است داشت با هيجان خاصي بازي را ( كامپيوتري)انجام ميداد واز منم خواست ياري اش كنم .بازي به اين ترتيب بود كه سوار بر ماشين انتخابي ات ميشوي ودر خيابان هاي پايتخت ميگردي وهر چه تيز تر باشي در گوشه هاي خيابان دختران نيمه برهنه را سوار ميكني وآنان را به پارتي ميبري- تمام ديالوگ ها به زبان فارسي است.و...
2-هفته گذشته از شبكه دو سيما برنامه اختتاميه جشنواره فيلم فجر را نگاه ميكردم نكات جالبي در ان وجود داشت مثلا در هيچ صحنه اي تصوير بسته هنر پيشه گان زن سينماي ايران؟؟ را نشان نداد وحتي تصاوير افراد نقش برتر در بازيگري وكاركرداني و.. را حذف ميكرد ودليلش اينكه چهره انان مورد تاييد رسانه ملي نيست
3-اين روزها در گوشه وكنار شهر زمزمه ها وگوشه اي از فرهنگ خاص نسل جديد را ميبينيم مثلا در روز عشاق همه به تكاپو افتاذه اند؟؟ امروز در بعضي از كلاس ها ( دختران وپسران) روي در وديوار پيام هاي متعددي از پيوند اين روز ونسل خود را به نمايش گذاشته ند ارايش ها وانتخاب سبك هايي از ارايش سر وصورت وحتي نوع پوشش بسيار متفاوت از نسل گذشته شده است و... به نظر ميرسد بين تصور فرهنگ رسمي وحاكم از زن وجوان ومد وانحراف بسيار متفاوت از انچه در گوشه وكنار شهر ها ميگذرد ودر كوچه وخيابان هاي شهرمان وجود دارد .هست ( تفاوت وشكاف بين فرهنگ رسمي وفرهنگ غير رسمي ) . مفاهيم مورد نظر حاكميت مانند انچه در رسانه ويا مدارس ترويج وتبليغ ميكند در واقع جذابيت و كاركرد خود را از دست داده است ولي در بطن جامعه تغييرات اساسي وزير بنايي رخ داده كه معيار هاي حاكميت نسل نوپاي جامعه را تغذيه وراضي نميسازد ونمونه اش را كه تمايل انان به برنامه هاي ماهواره اي ( برنامه هاي تفريحي واوقات فراغت ) ميبينيم. اگر فرهنگ نوپا ولي سونامي وار جامعه اگر مورد پذيرش حاكميت يا ساير نسل ها باشد يا نه؟ مورد تاييد جامعه باشد يانه ؟ يك واقعيت اجتماعي است ودر جامعه وجود دارد وجزئي از دغدغه ذهني نسل جوان ونوجوان ما شده است آن پسر بچه اي كه بازي شكار دختران را در خيابان بازي ميكند فردا ودر جواني شايذ همان بازي را در خيابان هاي شهرمان عينا وبصورت واقعي در شهر ..... مگر نه اينكه فرويديست ها معتقدند كه ضمير ناخود اگاه در دوران كودكي ايجاد ميشود ودر بزرگسالي همانند فرماني فرد را هدايت ميكند تا ببينيم واكنش ساير نسل ها وحاكميت چيست؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکم اسفند 1387ساعت 0:15 توسط marden
|
|
||
|
|
|
|
|
مواظب كفش هاي خود باشيد چند روز قبل كه صبح زود از خواب بيدار شده و بعد مرتب كردن سر وصورت . جامه هاي تازه ام رو پوشيده وبراي رفتن سر كار آماده شدم براي اخرين بار جلو ايينه خودم رو ورانداز كردم تا از مرتب بودن خودم اطمينان حاصل كنم . كتم روپوشيده وكيفم را برداشتم با چهره اي خندان به اميد روزي خوش در را باز كردم كه از خونه خارج شوم -اما جلو در هر چي گشتم كفش هايم رو نيافتم بالا پايين رفتم پشت بام را گشتم ساير طبقات را هم تست كردم ولي از اونا خبري نبود كم كم متوجه شدم كه دزد به كفش هايم زده سريع يه جفت دمپايي پا كرده وبراي خريد كفش به بازار رفتم ولي 8 صبح كه همه بازاريان خوابند وشاگردام هم سر كلاس سرگردان .بهرحال.... اين اتفاق واتفاقاتي از اين دست در اين مجتمع آپارتماني به وفور روي مي دهد ظاهرا در اين مكان ها بدليل تردد زياد وگم نامي كساني هم براي دله دزدي مراجعه ميكنند وارامش ساكنين را بهم ميزنند جامعه شناسان معتقدند در جوامع براي رويارويي با يك مساله ويك پديده جديد ابتدا بايد فرهنگ سازي كرد سپس به وارد كردن آن موضوع يا ان پديده به جامعه اقدام كرد تا شهروندان با شناخت با ان روبرو شوند در غير اين صورت دچار تاخر فرهنگي شده وناسازگاري وبي هنجاري روي خواهد داد . به نظر ميرسد شهر ما هم بدليل رشد سريع جمعيت وگسترش خانواده هاي تك همسري وهسته اي به زندگي در محيط هاي كوچك واپارتماني گرايش پيدا كرده وبسيار رشد داشته است اما هنوز به زندگي در چنين فضاهايي عادت نكرده ايم وبه كرات ميبينيم كه به حريم همديگر سرك ميكشيم يا ... وفضاي رواني را به هم زده البته اكثرا چنين وانمود ميكنيم كه شهروند جامعه پذير شده ايم اما همين ماهاي جامعه پذير شده بعضا از طبقات بالا نصف شبي بدور از چشم هاي قضاوت گر كيسه هاي زباله را از طبقات بالا به پايين پرت كرده ودر تاريكي گم مي شويم كه نشان از ضعف پليس دروني ما شهروندان اجتماعي شده دارد |
||
|
+
نوشته شده در چهاردهم بهمن 1387ساعت 22:50 توسط marden
|
|
||
|
|
|
|
|
گردش نخبگان
اين روز ها جريان انتقال ارام وباشكوه انتقال قدرت در امريكا وپخش زنده ان در سراسر دنيا در طي چند روز منتهي به روز واقعه همه مردمان دنيا را كنجكاو ومتوجه خود ساخته بود وبا توجه به در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري در چند ماه اينده در ايران پرسش هاي بيشماري را در اذهان ايجاد كرده است ودر اينده پاسخ ها را در جريان انتخابات دريافت ميكنند وبطور اخص بحث داغ محافل روشنفكري وعلمي كشور شده است. در واقع انتقال قدرت وچرخش نخبگان در هر جامعه اي ضامن بسيار قوي براي نظام سياسي است وبا ورود نخبگان جديد به ساختار قدرت ( منتخب شهروندان ) مردم خود را در ساختار قدرت شريك وسهيم ميدانند. پاره تو جامعه شناس ايتاليايي گردش نخبگان را مهم ترين دگرگوني نظام اجتماعي ميداند (( بر عكس ماركس كه بر نقش توده ها تاكيد دارد)) . از نظر پاره تو اگر نخبگان موجود به تباهي كشيده شوند واز ورود نخبگان جديدغير حاكم كه از عناصر شايسته توده ها هستند جلو گيري شود. فرايندخشونت وانتقال حكومت از راه خشونت وغير دموكراتيك صورت ميگيرد ولي اگر فرايند انتقال قدرت بين نخبگان حاكم ونخبگان غير حاكم بصورت چرخه اي وفرايندي شكل بگيرد انتقال ارام ودموكراتيك خواهد بود – ما اين روند را در ان مراسم ديديم و حاكم بلا منازع جهان خواسته يا ناخواسته تسليم قواعد دموكراسي شد وبه خواستگاه اوليه خود (( شيكاگو)) باز گشت تا زندگي عادي هم چون مردم عادي را از سر بگيرد بامقايسه تطيبقي ايران وامريكا بايد توقعات بلاتري از كارگزاران كشور داشته باشيم واگر كسي به اون بالاها رسيد نبايد اونو ارث وماندگاري دائمي براي خود تلقي كند هر چند مسئولين نظام سياسي ما دوست ندارند خود را با شيطان بزرگ مقايسه كنند اما اگر سيستم را مردم سالاري ودموكراسي بدانيم بايد به قواعد وبازي هاي آن تن در دهند .و از سوي ديگر در فرايند انتخابات بجاي تخريب ديگران واز حريف نردبان ترقي ساختن بايد به دنبال روش هاي آزادانه ودموكراتيك در جهت نيل به هدف باشند نه با هر قيمتي ودر نهايت در يك بستر سالم منتخب وغير منتخب همديگر را بر اساس انچه هست بپذيرند
|
||
|
+
نوشته شده در پنجم بهمن 1387ساعت 23:58 توسط marden
|
|
||
|
|
|
|
|
شايعه
شايعه پيامي است كه به طور وسيعي در ميان افراد جامعه رد وبدل مي شود اما معمولا از واقعيات بدور است هنگامي كه افراد بشدت مشتاق كسب خبر در باره چيزي هستند اما معمولا نمي توانند اطلاعات موثقي بدست آورند مستعد پذيرش شايعه ها مي شوند چنين شايعه هايي اگر پيشداوري هاي افراد را تاييد يا نفرت آنها را توجيه كند احتمال گسترش آن بيشتر است. شايعه ها معمولا محركه نيرومندي براي تحريك هاي اجتماعي هستند زيرا با رواج آنها اطلاعات تهييج كننده در ميان جماعت راه مي يابد ورفتار هاي هيجاني وخشونت بار را ترغيب مي كند. هر گاه در جامعه اي شهروندان براي كسب اطلاعات به كانال هاي معتبر وبي طرف در مناسبات سياسي واجتماعي دسترسي داشته باشند وگردش ازاد اطلاعات در بستري سالم رايج داشته باشد مجراهاي انتشار شايعه وشايعه پراكني محدود ومسدود مي شوند وهر نوع پيامي يا پيامكي مانند بهمن وسيل در ميات جماعت انتشار پيدا مي كند. همه ما شاهديم هر چند مدت يك بارشايعه اي به نسبت بزرگ يا كوچك فضاي جامعه را تسخير مي كند وهمه را تحت تاثير قرار مي دهد وجالب اينكه ما كمتر به دنبال منبع يا صحت يا كذب بودن آن مي گرديم ولي بسيار راحت شايعات را باور كرده وبلا فاصله از طريق sms وبصورت وسيع بر انتشار آن كمك ميكنيم البته به قبول ان بيشتر باور داريم تا نقد دروني وبيروني ان پيام يا شايعه. يادمه بچه بوديم تو گذشته هاي دور اون روزا كه قلبمون پر بود از شادي وشور!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نامه اي به روستاي ما رسيد در مدح پيامبر وروز قيامت و..... در آخر نامه تهديد شده بود اگر 10 بار ننويسيم وبه 10 نفر نداده و..... حتما بلايي سر ما خواهد آمد . ما بچه هاي بيچاره دوم ابتدايي چند روز براي رهايي از بلاي الهي با كم سوادي تكليف اجباري نوشتيم. اين روز ها هم به همون سياق شايعات پراكنده اي بر فضاي ذهني ورواني جامعه ما سايه افكنده و همه ان را باور ميكنند وكار به جايي ميرسد كه حتي با تكذيب كارشناسان ومسئولين امر . جماعت به شايعه بيشتر اتكا مي كند تا نظرات كارشناسي كارشناسان. البته اين مبحث از ديدگاه جامعه شناختي داراي علائمي است كه از عدم درك متقابل وعدم فهم متقابل بين مسئولين وجماعت خبر مي دهد وبه همان ميزان كه تفكر رايج بر جامعه علمي نيست از عدم درك درست كارگزاران از فضاي جامعه خبر مي دهد. مثال رايج براي اثبات مدعاي فوق شايعه آلوده بودن شير هاي يارانه اي بود كه با تكذيب هاي كارشناسان ومسئولين امر باز هم مردم علاقه اي به مصرف ان از خود نشان نمي دهند يا شايعات مربوط به قطع يك ماهه گاز شهري كه در اواخر پاييز مطرح بود . به نظر ميرسد شايعات بيشتر در جوامع شفاهي وغير مكتوب رواج دارد اما در جامعه ما موبايل وsmsها عامل انتشار آن هستند |
||
|
+
نوشته شده در یکم بهمن 1387ساعت 22:43 توسط marden
|
|
||
|
|
|
|
|
هدف وسيله را توجيه ميكند
اين روز ها همه ما شاهد وپي گير حوادث غزه هستيم واين حوادث را بسيار پر رنگ در رسانه هاي ايران وبسيار كم رنگ تر در رسانه هاي طرف مقابل ميبينيم رسانه هاي ايران آن را جنايت بي بديل برضد بشريت وطرف مقابل آن را جنگ پيش گيرانه به حساب مياورد اما آنچه براي من اهميت بيشتري داشت اينكه برخلاف جنگ هاي كلاسيك وتاريخي كه در آن سپاهيان ولشكريان بصورت منظم پشت حصارها ورودر رو سنگر گرفته وهمديگر را مورد تاخت وتاز قرار ميدادند خبري نيست بلكه سنگر ها وسپر ها مردمان بي دفاع شده اند ومردم بي دفاع كوچه وبازار مورد تعدي وتجاوزات جا ني ورواني قرار گرفته اند. - به نظر ميرسد اسراييل در حال جاده سازي وصاف كردن موانع است وپيش بيني ها از حمله زميني ارتش وتانك هاي اسراييل به خيابان هاي غزه است ودر جنگ شهري ودرون شهري ميزان تلفات غير نظاميان را بشدت افزايش ميدهد ودر چنين شرايطي جنايت بزرگي عليه بشريت وغير نظاميان صورت ميگيرد وصحنه آشوب زده ونابسامان خاور ميانه را متشنج تر خواهد كرد- - به نظر ميرسد خاورميانه در گذرگاه تاريخي خود قرار گرفته است( نه فقط بخاطر غزه) ودر حال طي كردن يك دوره و ورود به دوره ديگري است واين اوضاع ( دوره گذار) گروه هاي بسياري را از حاشيه به متن مياورد وتا حال تعداد زيادي را آورده ودست اوردي جز ناامني وافزايش خشونت ها ندارد مثلا گروه هايي كه در اين وانفسا در حال از دست دادن موقعيت تاريخي خود هستند به واكنش هاي خصمانه وخشونت آميز دست ميزنند گروه هاي مذهبي وارتدوكس از سلفي و القاعده و اخوان گرفته ودر راس انان روحانيون سنت گرا . ودر مقابل گروهاي جديد ومدرن در مقابل اين دسته ها خود ازمايي ميكنند وتا الان هم اين اتفاقات از پاكستان وكشمير گرفته تا عراق ولبنان ومصر وفلسطين در حال رويدادن است - نكته آخر: در حوادث خاورميانه وغزه اعلاميه جهاني حقوق بشر در قاب عكس ها گرد وخاك ميخورد وكسي از قدرت هاي قوي وضعيف دنيا به آن متوسل نمي شوند . مگر ماده دو بر اصل عدم تبعيض تاكييد ندارد پس چرا رسانه هاي غربي در مورد مسئله امنيت دالاي لاما گوش فلك را كر كرده اند ولي به امنيت كودكان غزه اهميت نميدهند مگرنه در تعريف حقوق بشر معتقديم كه : انسان با توجه به ماهيت انساني وخلقت خود برابرند و...پس هم دالاي لاما انسان است هم كودكان غزه وهم كودكان شهرك هاي اسراييلي. - مگر در گير كردن غير نظاميان نقض حقوق بشر نيست؟ - مگر تهديد رواني وفشار رواني ( بمباران وحملات موشكي ) تهديد رواني نيست البته بايد اشاره كرد كه بعد از افزايش هيجانات وتحريك عواطف مسلمانان كه با نشان دادن تصاوير بسيار اندوهبار وتخريب مساجد وقرآن هاي پاره شده موجود در مساجد غرب فضا را بر عليه خود ديدند به فكر ترميم وجه پرداخته اند و به تحركات خود براي حل مساله دارند تعجيل ميكنند - در خاتمه به مقدمه اعلاميه جهاني حقوق بشر نظري ميندازيم (( از آنجا كه شناسايي حيثيت ذاتي اعضاي خانواده بشري اساس صلح آرادي وعدالت را در جهان تشكيل ميدهد و.. از آنجا كه عدم شناسايي حيثيت ذاتي بشري منجر به اعمال خشونت آميزي ميشود كه روح بشريت را به عصيان وا ميدارد و.... پس براي جلو گيري از عصيان وشورش بايد حقوق يكسان وانتقال ناپذير انسان ها در هر شرايطي را به رسميت شناخت اما ظاهرا دنيا از اين اعلاميه فقط براي منافع خود از ان بهره برداري ميكنند و دوباره ايده هاي واقع گرايانه ومنفعت طلبانه ماكياولی به اذهان رجوع ميكند كه انسان ها براي بدست اوردن منافع خود از هر ابزار و وسيله اي استفاده كنند وروش ها اهميت ندارند بلكه اهداف مهم اند پس يراي بدست اوردن هدف ها از هر وسيله اي استفاده كنيم (( هدف وسيله را توجيه ميكند )) |
||
|
+
نوشته شده در شانزدهم دی 1387ساعت 23:51 توسط marden
|
|
||
|
|
|
|
|
كرماشان شاري شيرينم
چند روز پيش بخاطر سفري كاري گذرمان به شهر شيرين وفرهاد افتاد وبه احترام عشاق افسانه ها گذري هم به خاطرات تلخ وشيرين خود انداختم. كرماشان شهري با مردمان خاص وفرهنگي ويژه. اولين چيزي كه توجه هر تازه واردي را به خود جلب ميكند بافت قديمي وسنتي شهر است كه معلوم ميشود داري به شهري وارد ميشوي كه قرن ها وهزاره ها را به خود ديده وبر بالاي شهر برج زيباي سر به ابر ها كشيده كوههاي بيستون وارتفاعات آن. اما واقعيات ديگري هم خود نمايي ميكنند شهري كه بشدت فقر زده است با هزاران شغل كاذب وبا مردمان سر بر كشيده و.... اصلا شهري صنعتي با جمعيتي بالاي ميليون نفر را نمي بيني بلكه شهري سنتي وشبيه به جوامع پيرامون با تمام شاخص هايش را ميبيني اما هنوز غرور تمدن سازي وتاريخ ساز بودن را در مردمان ان ميبيني با مهم ترين شاخص آن اولويت دادن به كورد بودن خود.
__ براي آزمون يكي از دستگاه ها همراه يكي از بستگان رفته بوديم به موارد جالبي برخورد كرديم مثلا به محض وارد شدن به سالن انتظار استرس وهيجان تاييد/ حذف را در چهره همه ميديدي وبا اين وضعيت ساعت ها پشت اتاق مصاحبه انتظار كشيدن چه فشاري را بر اين بچه ها وارد ميكرد. -اما از ديگر نكات قابل توجه اينكه متقاضيان استخدام از 4 استان غرب ( كردستان- كرمانشاه- لرستان- وايلام ) در آزمون بصورت متمركز جمع بودند اما در بين آنها حتي يك نفر خانم را نمي ديدي وهمه را در مراحل قبل رد كرده بودند وسئوالي كه براي هر كسي پيش خواهد آمد اينكه: اين همه دختر شاغل به تحصيل در دانشگاه هاي ما پس از فارغ التحصيل شدن كجا ميروند ( سربازي؟؟ -مهاجرت ؟؟؟ ازدواج ؟؟ خانه نشين ؟؟؟و..) يا هنوز تفكرات حاكم بر ساختار اداري مردانه ومرد سالاريست.
|
||
|
+
نوشته شده در ششم دی 1387ساعت 21:36 توسط marden
|
|
||
|
|
|
|
|
روز پنج شنبه28/9/87 از طرف انجمن علوم اجتماعي دانشگاه پيام نور سقز جلسه اي با حضور وسخنراني بنده وآقاي مراد پور در برگزار گرديد هر چند عرايض بنده ناچيز وبي تاثير بود اما آنچه كه مهم بود حضور متكثر وپر تعداد دانشجويان در جلسه بود - 1- از انجمن جامعه شناسي بجز دكتر توكلي هيچ كس ديگر حضور نداشت كه نشان از عدم درك متقابل بين اين دو انجمن تخصصي – اجتماعي است حضور پر تعداد دانشجويان نشان از علاقه مندي انان است ولي سئوال اين است كه چرا اين دانشجويان در جلسات انجمن علوم اجتماعي حضور پر انگيزه دارند ولي در جلسات انجمن جامعه شناسي كمتر مشاركت ميجويند . الف : شايد يكي از دلايل اينست كه در فرايند كار وتصميم گيري خود دانشجويان مشاركت دارند ( استقلال خواهي) ولي در انجمن جامعه شناسي منفعلانه با دانشجويان بر خورد شده ب : بيشتر مباحث مطرح شده در انجمن جامعه شناسي حالت تئوريك ونظري دارد ولزوما براي وارد شدن در مباحث تئوريك نيازمند طي كردن مقدمات فكري جامعه شناسي وفلسفي هستيم ولي دانشجويان حاضر در دانشگاه اكثرا از ترم هاي 1و2و3و4 هستند
- 2 - از مجموع مطالب مطرح شده در جلسه ميتوان به موارد زير اشاره كرد - جواني دوره اي ويژه با آرمان ها وآرزوهاي متفاوت است - مد رفتاري اجتماعي است كه سريع شكل ميگيرد تكثير پيدا ميكند وسريع نيز افول ميگردد - انحراف - الف : تعريف عام : هر نوع صفت يا ويژگي كه با عادات جامعه همخواني ندارد مثلا تيز هوش بودن - چپ دست بودن - بلند يا كوتاه قد بودن و.... - ب: تعريف رفتاري: هر نوع رفتاري كه با ارزش هاي مسلط جامعه ناسازگار باشد و مورد توافق جمعي نباشد مثل دزدي و فحشا و قتل و...
سئوال : آيا مد رفتاري انحرافي است ؟ در جواب بايد گفت براساس تعريف اول نوعي ويژگي انحرافي است اما بر اساس تعريف دوم مد رفتاري انحرافي نيست مد يك رفتار آگاهانه براي معرفي خود به ديگران است . وجوان براي متمايز نشان دادن خود وابراز هويت مستقل از اين ويژگي استفاده ميكند - جوان داراي تفكر ساختار شكنانه است وبا شكستن ساختار هاي سنتي وتابو هاي موجود به اتوپياي بهتر ( از نظر خود ) مي انديشد - از نظر طبقاتي معمولا طبقات فرادست مد آفرين اند : انها با تغيير مداوم وسريع سبك زندگي خود تلاش ميكنند هميشه متفاوت از ديگر طبقات زيست كنند ولي طبقات فرودست مد گرايند : انها با تقليد و دنباله روي از نوع و سبك زندگي طبقات برتر خود را همانند آنان ارايش واراسته ميكنند ودر ساير جنبه ها نيز. تا به ظن خود در جامعه اعتبار واحترام بيشتري كسب كنند.
- انحرافات اجتماعي بيشتر در قشر جوان نمود وظهور دارد و آن نشانه تغيير خواه بودن وضد وضع موجود بودن آنهاست وهمين باعث جدال بين سنت ( وضع موجود – باكمي اغماض- ) ومدرنيته ( تغيير خواهان ) شده است .///////
- آنچه براي خودم جالب بود اينكه شايد بتوانم معلم خوب يا مدرس خوبي باشم ولي هيچ وقت سخنران خوبي نخواهم شد |
||
|
+
نوشته شده در بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:13 توسط marden
|
|
||